انقلاب ۵۷ و آموزه های بی خشونت

Facebook Twitter Email

مرکز مطالعات بی خشونت

 

انقلاب مردم ایران به رهبری آیت الله روح الله خمینی که سی و پنجمین سال آن این روزها جشن گرفته می شود به زعم بسیاری از محققان و دانشمندان علوم سیاسی بعنوان یک انقلاب کلاسیک بی خشونت شناخته می شود. و همم تر آنکه بسیاری همین بی خشونت بودن این جنبش را یکی از دلایل به پیروزی رسیدن آن تحلیل می کنند. پیروزی ای که مراحل آن برنامه ریزی و راهبردی شده بود. انقلاب ۵۷ انقلابی برآمده از فعالیت جریان های مختلف سیاسی و توفیق آنها در عمومی ساختن خواست تغییر بعنوان هدف اصلی انقلابیون، حاوی آموزه های بسیاری در بحث مبارزات بی خشونت است که مروری بر آن می تواند راهگشای جامعه تحول خواه و آزادی خواه ایران و دیگر جوامع دنیا باشد.

نخست: شاه باید برود
روشن، صریح و استراتژیک بودن هدف مبارزه، نخستین اصل در مبارزات بی خشونت است. انقلابیون در دو دهه مبارزه علیه نظام سلطنتی محمد رضا پهلوی، بطور مشخص بر سرنگونی حکومت و تغییر نظام حکومتی اصرار داشتند و بر این باور بودند تا شاه از ایران نرود، ایران ساخته نخواهد شد. بنابراین تغییر نظام حکومتی بعنوان یک هدف اصلی و روشن، محور حرکت انقلابیون بود. تلاش برای عمومی سازی این هدف و همراه کردن سیاسیون در قدم اول و متقاعد کردن توده مردم، بعنوان موتور محرکه انقلاب، در گام دوم، سرلوحه حرکت انقلابیون قرار گرفته بود.

روشن و قابل فهم بودن هدف مبارزه، اصلی کلیدی است اما در تعیین هدف مبارزه باید دقت شود که آیا هدف انتخابی مورد تایید مردم و عموم جامعه هست یا خیر؟ و نکته دوم اینکه آیا جامعه حاضر است تبعات پیوستن به چنین حرکتی را متقبل شود یا خیر؟ از همین رو نکته مهم این است که در عین حال که روشن بودن هدف مبارزه کلیدی است ولی این هدف نباید با توانایی جامعه، چنان فاصله داشته باشد که کسی به این حرکت نپیوندد. انقلابیون ۵۷ به خوبی به اهمیت این موضوع پی برده بودند به همین خاطر اگر به سالهای اولیه انقلاب نگاه کنیم مبارزه با نظام پهلوی محدود به مبارزه سیاسی توسط فعالان سیاسی بود و از سوی دیگر گروههایی در پی کار فکری و فرهنگی برای آگاه کردن جامعه نسبت به ضرورت تغییر حکومت بودند.

دوم: برنامه کلان و استراتژیک
داشتن برنامه کلان و استراتژیک اصل دوم در مبارزات بی خشونت است که در انقلاب ۵۷ به خوبی طراحی شده بود. شاید سندی نتوان پیدا کرد که نشان دهد جریان های سیاسی، براساس یک برنامه مدون حرکت می کردند ولی اگر به طول حرکت مبارزان نگاه کنیم، به روشنی می توان دریافت که آنها از یک نگاه استراتژیک و کلان محور در مبارزه با نظام سلطنتی برخوردار بودند خصوصا در سالهای تبعید آیت الله خمینی به عراق و بعد به فرانسه، جریان های سیاسی گام به گام و آهسته و پیوسته رو به جلو حرکت کردند. بخش از انقلابیون کار تبلیغی علیه نظام سلطنتی را در کنترل داشتند. بخشی دیگر که محوریت آن در بازار بود، تامین منابع مالی و عده ای دیگر در حال یارگیری در میان دانشگاهیان، و طبقه الیت جامعه بودند. در واقع یک شبکه ای عظیم از سیاسیون مذهبی و غیر مذهبی حول یک هدف مشخص و با یک استژاتژی هدفمند به مبارزه مشغول بودند.
بطور قطع مبارزه بی خشونت یک استراتژی عمده در مبارزه علیه نیروهای حکومتی بود.اگرچه بودند گروههای که تنها راه مبارزه را اقدامات چریکی و مسلحانه می دانستند ولی نگاه کلان در طول مبارزه حول محور فعالیت بی خشونت بود. اهدای گل به نیروهای ارتش و برادر خواندن نظامیان و دعوت آنها به پرهیز از “برادر کشی” که در روزها و ماههای منتهی به پیروزی انقلاب به وقوع پیوست و تصاویر زیبایی از مبارزه را خلق کرد، حرکتی اتفاقی نبود بلکه ماحصل یک استراتژی هدفمند در مبارزه بود که توسط رهبران به بدنه جنبش تزریق شده بود.

سوم: پیوستگی رهبری با بدنه جنبش
هماهنگی، پیوستگی و همکاری میان رهبری و بدنه جنبش زمانی محقق می شود که حلقه های واسط وظیفه و نقش خود را به درستی ایفا کنند. هیچ رهبری ای بدون سازمان و تیم هدایت گر نمی تواند رابطه خود را با بدنه جنبش تحکیم بخشد. انقلاب ۵۷ زمانی به پیروزی رسید که حلقه های واسط میان رهبری و مردم به درستی و سازماندهی شده عمل کردند. چراکه رهبری جنبش به مدت ده سال در تبعید بود و دیگر گروهای سیاسی فعال در داخل ایران به علت شدت سرکوب و اختناق قادر به ایفای رهبری نبودند و رفته رفته ضمن پذیرش رهبری آیت الله خمینی، وظیفه خود را بعنوان حلقه های واسط میان نجف و تهران و بعدهای نوفل شاتو و تهران به درستی ایفا کردند.
در واقع سازماندهی نیروها، یک اصل عمده در مبارزات بی خشونت است که پیروزی و شکست جنبش تا حدود زیادی به این اصل باز می گردد. انقلاب نارنجی در اوکراین نیز نمونه ای بی بدیل از دقت در سازماندهی نیروها برای بسیج تودها و به پیروزی رساندن جنبش در سالهای معاصر است. رهبری بدون حلقه های واسط نمی تواند جنبش را رهبری کند به همین خاطر در اینگونه مبارزات، تلاش حکومت در مرحله اول قطع ارتباط رهبری و بدنه جنبش است. اتفاقی که در جنبش سبز نیز به روشن روی داد. یعنی حکومت در اولین گام سعی کرد نیروها و بازوهای مهندس موسوی و مهدی کروبی را بازداشت و امکان تماس رهبری با مردم را قطع کند و در گام بعد اقدام به حصر و حبس رهبران جنبش کرد.

چهارم: تضعیف سلطنت
تلاش برای تفرقه در صفوف حکومت، و تشدید ریزش در میان نیروهای حکومتی اقدام دیگری بود که به درستی در دستور کار انقلابیون قرار گرفت. در واقع در برنامه کلان و استراتژی مبارزه بی خشونت باید این اصل بعنوان یک اصل محوری مورد توجه قرار گیرد که تضعیف حکومت مقدمه ای است بر پیروزی جنبش. لذا تاکتیک ها و فنون مبارزه بی خشونت باید بر این اساس تنظیم شود. چراکه حکومت وقتی از درون و بیرون با ریزش مواجه می شود یعنی در درون حکومت موج استعفا و ترک خدمت شروع می شود و در بیرون سایه حمایتی دیگر دول خارجی از حکومت کمتر می شود، امکان تحمیل خواست های جنبش به حکومت بیشتر می شود. تاکتیکی که در انقلاب ۵۷ به خوبی اجرا شد. شاه زمانی ازایران خارج و حکومت اش سقوط کرد که موج فرار از خدمت در پادگان ها شروع شده بود، اعتصابات کارگری بالا گرفته بود و نیروهای نظامی سرپیچی از ژنرال ها را آغاز کرده بودند و انقلابیون توانسته بودند نگاه دول جهان را به خود جلب کنند در چنین وضعیتی شاه گریزی جز شنیدن صدای ملت نداشت و انقلاب ۵۷ به پیروزی رسید.

اگر آنچه دیروز در تهران به وقوع پیوست را با آنچه امروز در دمشق روی می دهد مقایسه کنیم به روشنی می توان به این حقیقت پی برد که در مبارزه برای احقاق حقوق مدنی و سیاسی، استراتژی مبارزه بی خشونت می تواند شانس بیشتری برای موفقیت داشته باشد تا مبارزه مسلحانه. چراکه در مبارزه بی خشونت آنچه زایشگر قدرت می شود نیروی است که از دل جامعه بیرون می اید و نیروی متکی به اراده مردم می تواند بسیار قدرتمندتر از نیروی اسلحه عمل کند همانگونه که این روزها قوای نظامی انقلابیون سوریه با توسل به اسلحه، جز ویرانی و نسل کشی دستاوردی برای مردم سوریه به همراه نداشته اند.
خبر دستگیری شماری از جوانان اصلاح طلب و اعضای سرای اهل قلم و کسانی که با لباس سبز در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کرده بودند نشان می دهد که با وجود گذشت چند سال از جنبش سبز هنوز حکومت از تلاش بی خشونت مردم ایران در هراس است و هر حرکتی را هر چند کوچک با سرکوب می خواهد پاسخ دهد. غافل از اینکه جنبش سبز با تغییر دولت، به اصلاحات امید بسته و تحول حکومت را در یک پروسه زمانی دنبال می کند و در این مقطع همکاری با دولت برای تحقق خواست ها را به مبارزه با حکومت ترجیح می دهد.

بدون دیدگاه

(Required)
(Required, will not be published)

  • نوشته های برتر
  • آخرین نوشته ها
  • نوشته های ویژه
  • پیوستن

NIDemocracy

Make a Donation