فراخوان یک استاد دانشگاه به حل مساله اقوام در بستر حاکمیت ملی

Facebook Twitter Email

خشونت پرهیزی برای دموکراسی: دکتر آرش نراقی، استاد کالج موروین و عضو هیات مدیره موسسه خشونت پرهیزی برای دموکراسی، فعالان سیاسی، اندیشمندان و کنشگران را به حل مساله اقوام در بستر حاکمیت ملی فراخواند و خاطر نشان کرد: کسانیکه دل در گرو ایران دارند و کسانیکه قائل به دموکراسی عادلانه هستند، باید مطالبات به حق اقوام را جدی بگیرند و برای مقابله با گرایش های جدایی طلبانه به جای توسل به سکوت، سرکوب و خاموش کردن صداها در عرصه های علمی و عمومی، به عدالت روی آوریم و با تکیه بر اصل عدالت، بر بحران وحدت و بر بحران گریز از مرکز غلبه کنیم.

دکتر نراقی که به دعوت موسسه خشونت پرهیزی برای دموکراسی و سازمان دانشجویان ایرانی دانشگاه بوستون در این دانشگاه و باعنوان “دموکراسی و حقوق اقلیت ها” سخنرانی می کرد، اظهار داشت: دموکراسی عادلانه باید حقوق جمعی را هم در ملزومه حقوق وارد کند. مهمترین مصداق حق جمعی، حق قومی است. به نظر من، ما در جایی از تاریخ معاصر هستیم که باید حقوق اقوام را در مساله حاکمیت ملی به رسمیت بشناسیم و در موردش تصمیم گیری کنیم.

او اضافه کرد: مهمترین عاملی که رشته پیوست مردم بوده، گسسته شده و به مجرد کاهش یافتن زور حاکم، کشور در معرض فروپاشی قرار می گیرد، چراکه تاکنون مساله حقوق اقوام و ملت های مختلف چندان جدی گرفته نشده است. نه تنها دولت بلکه نیروهای اپوزسیون هم مایل نیستند که مساله حقوق اقلیت را در گفتمان مسلط خود وارد کنند. جدی نگرفته شدن مساله حقوق اقوام، خطری است جدی برای آینده ایران. راه جبران این کاستی هم گفتگو است و گفتگو در فضای پر از هرج و مرج ممکن نیست. ما امروز که فرصت گفتگو داریم باید این مساله را جدی بگیریم و به یک اجماع ملی دست یابیم.

دکتر نراقی که در باب دموکراسی سخن می گفت تصریح کرد: دموکراسی تنها رعایت حقوق بشر نیست، بلکه حساس بودن نسبت به حقوق و هویت گروها نیز یکی از شروط لازم دموکراسی است. یعنی اکثریت باید بگوید درست است که شما هیچ وقت اکثریت نمی شوید، ولی ما چون مایل به حاکمیت یک نظام عادلانه هستیم، قوانینی تصویب می کنیم که حقوق جمعی اقلیت ها که ضامن هویت آنها است را در جامعه محفوظ بدارد. بنابراین دموکراسی عادلانه علاوره بر رعایت حقوق فردی به رعایت حقوق جمعی نیز خود را ملزم می داند.

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد که وقتی سخن از حقوق گروهی می شود، حقی مراد است که اولا صاحب حق گروه باشد نه فرد، ثانیا مکانیسم احقاق یا سلب حق گروهی باشد، ثالثا مبنای توجیه حق منافع جمعی باشد نه فردی.

نراقی با تاکید بر اینکه مهمترین حق، حق تعیین سرنوشت است، خاطر نشان کرد: همانطور که حق تعیین سرنوشت به صورت فردی مورد تاکید قرار گرفته است، این حق را برای جمع و گروه نیز باید به رسمیت شناخت، بطوریکه اقوام نیز بتوانند سرنوشت شان را خودشان تعیین کنند. او رعایت این حق را مستلزم رعایت حق حفظ هویت فرهنگی و حق خودگردانی دانست.

به گفته نراقی، حق تعیین سرنوشت مترداف با حق جدایی طلبی نیست، بطوریکه می توان حق تعیین سرنوشت را برای یک قوم محفوظ دانست بدون آنکه این قوم یا گروه از حوزه سیاسی ملی خارج شود. او حق جدایی طلبی را مشروط به شرایطی خاص دانست و تصرح کرد: کشور ما مرکب از اقوام مختلف با حقوق فردی و جمعی متفاوت تشکیل شده است. در مقام بازسازی عرصه سیاسی باید فرض مان این باشد که جامعه بر مبنای یک قرارداد عادلانه شکل بگیرد. قرارداد عادلانه یعنی اینکه شرایط فسخ قرارداد هم باید به رسمیت شناخته شود. حال آنکه در بسیاری از مواقع یک ذهنیت پدرسالارانه در جامعه حاکم است که حق فسخ را یک طرفه قبول دارد. مثل قرار داد ازدواج که یک طرفه و به نفع مرد نوشته شده و حق طلاق را از زن سلب کرده است.

این استاد فلسفه و اخلاق تصریح کرد: حق فسخ اجتماعی اگر به رسمیت شناخته شود، به این معنا نیست که همه اقوام بروند دنبال جدایی طلبی، بلکه این به معنای به رسمیت شناختن حق برابر برای همه در جامعه است.  طرفین قرارداد حق چانه زنی و فرصت تامین مطالبات شان را پیدا می کنند.

دکتر نراقی حق جدایی طلبی مبتنی بر کنوانسیون های بین المللی و حقوق بین الملل را واجد این شرایط دانست: اول، دولتی خاک کشور دیگری را به زور غصب و به محدوده تحت قلمرو خود ضمیمه کرده باشد. دوم، دولتی حقوق قومی را بصورت سیستماتیک نقض کند که در این حالت جدایی طلب در مقام دفاع از خود است و سوم، دولت مرکزی قراردادی از نوع خودگردانی تصویب می کند ولی به عهد خود پایبند نمی ماند.

نراقی حق طلاق زنان در فقه سنتی را با حق جدایی طلبی برای اقوام،  نزد ملی گرایان مقایسه کرد و گفت: ایران زمانی برای ما فخر دارد که اقوام بتوانند عادلانه در کنار هم زندگی کنند وگرنه جامعه ی سراسر ظلم و تبعیض فخرآمیز نیست. بنابراین کسانیکه دلسوز ایران هستند باید تلاش کنند روابط اقوام بر مناسبات عادلانه استوار شود. در این حالت است که می شود به ایران افتخار کرد.

بدون دیدگاه

(Required)
(Required, will not be published)

  • نوشته های برتر
  • آخرین نوشته ها
  • نوشته های ویژه
  • پیوستن

NIDemocracy

Make a Donation