مقاومت خلاقانه؛ راهی برای سست کردن اقتدارگرایان

Facebook Twitter Email

buying cialis

/2012/08/Nadine-Bloch-1.jpeg” alt=”” width=”400″ height=”273″ />

ترجمه از محسن جلالی

خشونت پرهیزی برای دموکراسی: مقاومت خلاقانه و نقش هنر، فرهنگ و خلاقیت در گسترده کردن ظرفیت مقاومت مدنی محور های گفتگوی مرکز بین المللی تنازع بی خشونت با خانم نیدین بلاک (Nadine Bloch ( است. خانم بلاک آموزگار و از فعالان مبارزات خشونت پرهیز است که سابقه ای طولانی در تلاش برای داشتن محیطی زیستی بهتر و دنیایی عاری از سلاح کشتار جمعی دارد. این مصاحبه توسط موسسه خشونت پرهیزی برای دموکراسی ترجمه شده است که می خوانید:

او در این مصاحبه می گوید: من تقریبا از سالِ 1980 در مبارزات برایِ عملِ مستقیمِ خشونت‌پرهیز در زمینه‌یِ مقاومت مدنی و فعالیت هایِ خلاقانه از هر نوعی درگیر بوده‌ام. من با جنبش هایِ زیست محیطی و به ویژه جنبشِ ضدِ سلاح هایِ اتمی فعالیت ام را آغاز کردم. همواره این سوال برای مطرح بود که چرا کسانی یا چرا دولت هایی باید برای سلاح هایِ کشتارِ جمعی تا این اندازه پول خرج کنند، حال آنکه می توانند این پول‌ها را خرجِ مردمی کنند که نیازمندِ آن هستند. این امر به سرعت برای من تبدیل به چشم‌اندازِ عدالتِ اجتماعی شد و این کاری است که هنوز دارم انجام می‌دهم، یعنی فعالیت برای عدالتِ اجتماعی.

من دوست دارم پیرامونِ مقاومتِ خلاقانه و نیز مقاومتِ هنرمندانه در یک طیفِ گسترده بیندیشم. بنابراین، شما نباید وقتی که از مقاومتِ هنرمندان سخن می‌گوییم یک کارِ هنری مثلِ یک نقاشیِ زیبا یا یک قطعه‌یِ نمایشی عالی در نظر آورید، بلکه باید به این فکر کنید که چگونه عمل مستقیم خویش را به انجام می‌رسانی، چگونه عمل تلفن زدن را انجام می‌دهی، چگونه گزارش هایِ نادرستِ خبری را به انجام می‌رسانی. چراکه اینجا یک زمینه‌یِ بزرگ وجود دارد میان هنر و عمل خلاقانه که به نحو شگفت‌انگیزی توانِ سست کردنِ پایه هایِ اقتدار را داراست. نه این که مراجع اقتدار این ظرفیت‌هارا نشناخته‌اند. حتی در زمان شکسپیر، قبل از شکسپیر، در انگلستان تئاتر را برای چند صد سال ممنوع کرده بودند چرا که تئاتر قدرتِ تخریبِ بالایی داراست و می‌تواند داستانی را روایت کند که مراجعِ اقتدارِ در قدرت نمی‌خواهند که آن داستان شنیده شود. شما می‌توانید تکرارِ این امر را در فرهنگ های گوناگون در طول تاریخ ببینید که بیان هایِ هنرمندانه از انواعِ مختلف عمدتا سانسور شده‌اند چرا که این بیان‌هاحقیقتِ عاطفی‌ای را برمی‌انگیزانند که مردم نمی‌توانند دیگر آن‌هارا نادیده بگیرند و این مردم را به عمل وامی‌دارد به گونه‌ای که گروهی ساخته و قدرتمند می‌شود که نیرویِ خود را از درونِ آن بیانِ هنری برمی‌گیرد.

این تکه‌ای اساسی است از آموزش هایِ مقاومتیِ من و کارِ مقاومت؛ من هم اکنون با چند کودکِ خیلی کم سال کار می‌کنم، کلاس هایِ سوم، چهارم، و پنجم، که هشت و نه و ده سال دارند و به گونه‌ای ابتدایی می‌فهمند که کسی نمی‌توانند [کارهایِ بزرگ را] به تنهایی انجام دهند و این که می‌توانند مهارت های جدید بیاموزند، به ویژه اگر در گروه باشند؛ اگر پروژه های هنری را گروهی انجام دهید، خواه این تئاترِ اعتراضیِ خیابانی باشد یا تظاهراتِ توده‌ای یا نقاشیِ دیواری، یا خواندن در یک گروهِ کُر، در واقع این تواناییِ آنها برایِ کار کردنِ در گروه و تیم را می‌سازد، و این که بتوانند در یک شبکه‌یِ حمایتی که برایِ مبارزاتِ طولانی مدت و ثابت نیازاست کار کنند.

می‌توانید چند نمونه از این که چه گونه مقاومت خلاقانه در طول تاریخ استفاده شده ذکر کنید؟

نیدیِن بِلاک: البته، شما می‌توانید انقلابِ خوانندگی(singing revolution) را در نظر بگیرید که یک پاسخ توده ای به اشغالِ کشورِ استونی بود، شما می‌توانید با مثال هایی از این دست شروع کنید. شما می‌توانید یک نمونه‌یِ دیگر را در نظر بگیرید که در آن گاندی مقاومتِ فرهنگی را در مقاومتِ برایِ استقلال می‌گنجاند، آن جا که دست به احیاء دوباره‌یِ نخ‌ریسی و لباس دوزی به روش سنتی یا نمک گیری از آب دریا می‌زند. ما همچنین می‌توانیم به میدان تیانمن رجوع کنیم و دانشجویانی را ببینیم که آنها در میدان تیانمن در واقع یک نسخه ای از آنچه که آنها مجسمه‌یِ آزادیِ ما تصور می‌کردند به وجود آوردند. آن دقیقا همان مجسمه ای نبود که آن را ایزدبانویِ دموکراسی می‌خوانند، بلکه یک ساختاری بسیار مشابه بود، که آنها در آن ساختار نگاهشان و دیدگاهشان برایِ آینده را در آن گنجانده بودند، چیزی که آنها به عنوانِ دموکراسی می‌فهمیدند.

شما می‌دانید که در دوران قرون وسطی، لشکری از بازیگران دلقک و کمدین وجود داشت که در آن با حرکاتِ بدنی به تمسخر کردنِ شرایطِ موجود می‌پرداختند؛ این یک واکنشِ نخستینِ انسانی به بی‌عدالتی و نابرابری است و در سرتاسرِ دنیا مورد استفاده قرار می‌گرفته است. تئاترهایِ گونه گونی در همه‌یِ بخش هایِ آسیا، جنوبِ شرقیِ آسیا وجود دارد که این گونه مضامین را در برمی‌گرفتند؛ مضامینی که نمی‌شد به گونه ای علنی در جامعه از آنها سخن به میان آورد ولی می‌شد در کارهایِ نمایشی و عروسکی تصویر شوند.

می‌توانید چند نمونه از موضوعاتی را که در آموزش مقاومت خلاقانه به مردم آموزش می دهید را بیان کنید؟

نیدیِن بِلاک: همان گونه که شما می‌دانید بسیاری از مردم درباره‌یِ عمل مستقیم و خلاقانه‌یِ مقاومت سخن می‌گویند و یا به طور کلی مقاومت، و برخی این امر را هم هنر می‌دانند و هم علم؛ اما من عمل مستقیم و مبارزه را وسیع‌تر از تعاریفِ ارائه شده از اعتراض مانندِ عدمِ همکاری، و یا دخالت لحاظ می‌کنم؛ به نظرِ من دسته هایِ (category) دیگری هم وجود دارد. [مثلا] تا این آخرِ هفته من فقط چهار دسته در ذهن داشتم که چهارمین آن سازندگی (Constructive)بود جایی که شما در واقع آینده ای که می‌خواهید را کنارِ هم قرار می‌دهید و می‌سازید؛ مثلا شما دارید توربین هایِ بادی می‌سازید و نهادهایِ حکومتیِ جایگزین [ولی] در واقع یک دسته‌یِ پنجمی هم وجود دارد که جیمز لوسن این آخرِ هفته به من کمک کرد در دریافتن آن؛ این دسته کارِ ساختن یک جنبش است که نیاز به دریافت هایِ خلاقانه دارد. در یک معنی وسیع‌تر، دسته‌یِ پنجم ساختن یک جنبش است که تنها بسیج مردم نیست بلکه ساختن ظرفیت هاست، دادنِ ابزارهایی است که آنها در طول جنبش به آن نیاز دارند. شاید خیلی شروع خسته کننده‌ای باشد.

بنابراین خواه شما در حال آموزش باشید خواه در خیابان و در حال تصویر پیامی که دارد در کلاس آموزش داده می‌شود، آنچه شما باید انجام دهید درگیر شدن در تجربه‌یِ مردم است؛ به جایِ استفاده از صورتِ سنتی که کسی در برابر جمعی در اتاقی ظاهر می‌شود و با سخنرانی دانش خود را به مردمی‌که او را تماشا می‌کنند منتقل می‌کند، باید از روش هایِ محبوبِ آموزشی که در این زمینه ارائه شده‌اند بهره برد، روش هایی که امروزه رها شده‌اند؛ در این روش‌ها این گونه نیست که تماشاگری وجود داشته باشد، بلکه جایی است که همه هم تماشاگرند و هم بازیگر و در حالِ شراکت در نتیجه‌یِ نهایی، یعنی هر کس سهمی در نتیجه‌یِ به دست آمده دارد. و در این قسمت از کار است که در واقع شما می‌توانید تجربیاتِ همه‌یِ فعالان را با هم بیامیزید. در آموزش هایی که من انجام می‌دهم دوست دارم در کارهایی که مثلا شما انجام می‌دهی در واقع تکنیک هایِ مختلفی را آزمایش کنی که در آن بتوانی هر چه بیشتر تجربه هایِ افزونتری را جمع کنی و یک راهِ حلِ فراگیرتر ارائه دهی.

برخی از راه هایِ مؤثری که جنبش‌ها توانسته‌اند از آن راه‌ها مردم را برایِ هدف خودشان بسیج کنند کدامند؟

نیدیِن بِلاک: نخستین تجربه هایِ من روی رودخانه‌یِ هادسن با پیتر سیگر بود. مقصود رودخانه‌یِ هادسن بود که کثیف شده بود. [هدف جلب توجه مردم به این امر بود] و پیتر می‌دانست که اگر مردم لب رودخانه بیایند و جشنی داشته باشند رودخانه را تمییز می‌خواهند؛ بنابراین آنها شروع کردند به برگزاریِ فستیوال‌ها رویِ رودخانه‌یِ هادسِن که بیشتر مهمانی هایِ شام، موسیقی با غذا و اموری از این گونه بود. بنابراین از طریقِ این فعالیت‌ها یک جنبه‌یِ فرهنگی و نیز جشن و شادی را وارد این فعالیت‌ها کردند که علاقه به تمیز کردنِ رودخانه را به وجود آورد و همچنین دفاع از تمیزی رودخانه و آموزش برایِ حمایت از این هدف.

این یک اصل اساسیِ سازماندهی است، ارزش دادن به تجربه هایِ مردم، فرآوردنِ چیزهایی که باعث شادی و جذاب هستند، غذایِ خوب، و خواستن از مردم که در جایی که احساس خوبی می‌کنند مشارکت داشته باشند. مردم می‌توانند با یک ظرفِ غذا بیایند، یا یک چیزِ کوچک، و نیز خودشان؛ ممکن است که اصلا تمییز کردنِ رودخانه و یا تمیز بودنِ رودخانه چندان برایِ آنها مهم نباشد و نخواهند که درگیر این قضیه شوند ولی در عین حال آنها می‌توانند در جشن شرکت کنند و چیزی بیاورند؛ این یک راهِ خیلی ساده است برایِ ورودِ به گفت و گو درباره‌یِ این که ما چگونه با هم کار می‌کنیم و این که چگونه یک گروه را تشکیل می‌دهیم و آیند‌ه‌مان را تغییر می‌دهیم و خواهانِ بازپس گیریِ چیزی هستیم که از آنِ ماست.

بنابراین در آن سطح، یک جنبه‌یِ خیلی کوچک این است که چگونه باید درباره‌یِ سازماندهی اندیشید، و در این زمانه در عصرِ اینترنت که ما بر این ارتباط هایِ غیرحضوریِ غیرشخصی تکیه می‌کنیم، من فکر می‌کنم که این امر به جنبش ما آسیب زده است. در بسیاری از گفت و گوهای من با همکاران و کسانی که فعالیت هایی مشابه دارند به این نتیجه رسیده‌ایم که ما باید به سراغِ روش هایِ قبلی مانند تلفن و ارتباطِ واقعی انسانی برویم، طوری که ما بتوانیم مردم را متعهد به اهدافمان کنیم

 

منبع: مرکز بین المللی تنازغ بی خشونت

 

بدون دیدگاه

(Required)
(Required, will not be published)

NIDemocracy

Make a Donation